خرید بک لینک
اممممممممممیخوام دلمو یکم سبک کنم....بسم اللهدائم دارم مضنون و متهم قصه میشمدوست غریبه همکلاسی استاد خانواده و....خودم....همهو هیچوقت هیچکس دیگه ای در ضن اتهام نیس...حتی اگه بهش بگم اتهام خودم سنگین ت

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 8:21

من از ترس از دست دادن دوباره کسی که قلبم بهش احساس دارهاز ترس و درد و عذاب این حس خیانتاز ترس ویرون شدن دوباره زندگیماز ترس دوباره جنگیدناز ترس ۱۰۰ برابر شدن خستگی این تن ویرونعقب نشستمعقب کشیدمنمیتون

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 8:21

امشب ماه کامله

تو دیدم نبود اما خیرم بود

جا بجا شدم

زل زدم تو چشماش

-دوستم نداری؟

+چرا؟

-میدونم حس میکنی خائنم...خودمم از خودم بدم میاد

و من منفی ترین نقش همه قصه هام بودم

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 8:21

در من کتاب خانه ای متروکه است

داستان زندگی ام کتابی که تا کنون خوانده نشده

برگ برگ من محتاج نوازش دستان یک خواننده است

حرف حرف من محتاج خیرگی چشمان یک خواننده هست

و تو اخرین باز مانده نسل راویان در شهر من هستی

بیا که برگ برگ من

حرف حرف من

محتاج بودن توست

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 8:21

صفحه بندی